می نشیند در کنارم گویی بنشیند سپیده
سر به بالینم گذارد چون شاخه گل خمیده
آنکه برده رنج بسیارازپی آزردن من
این زمان لرزد دل او از خیال مردن من
ازخیال مردن من
گویم ای مه تا سپیده دمان ، از وفا بنشین کنارم
گو چه حاصل گر نشینی دمی ، بعد مرگم بر مزارم
گویمش ای نازنینم خوش نشستی در کنارم
کرده ای از من عیادت ای طبیب غمگسارم
سر به بالین تو امشب سوزد از آتش تن من
اشک چشمانت ببارد ژاله ها بر دامن من
آنکه برده رنج بسیار ازپی آزردن من
این زمان لرزد دل او از خیال مردن من
ازخیال مردن من
گویم ای مه تا سپیده دمان ، از وفا بنشین کنارم
گو چه حاصل گر نشینی دمی ، بعد مرگم بر مزارم
download
* سوزم از سوز نگاهت هنوز ... چشم من باشد به راهت هنوز ....